جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

567

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

كه در سابق بوده ، نخست اينكه شهريار ايران ديگر سرور مذهبى حتى جماعت شيعهء جهان اسلامى نيست و در هيچ دوره‌اى هم آن قسم تفوق روحانى كه خلفاى بغداد داشتند و هنوز مورد ادعاى سلطان « باب عالى » است نداشته‌اند ، اما - پادشاهان صفوى از لحاظ اينكه جدشان از سادات بوده و يا نسب آنها به حضرت على ( ع ) داماد پيغمبر ( ص ) مىرسيده تا اندازه‌اى از چنين منزلت نيمه مقدس برخوردار بوده‌اند ، و رويهء رضا و تسليم اتباع ايشان را كه مدت يك قرن در دورهء نهائى آن خاندان به حكومت چند تن از آنان كه پابند احكام شرع اسلام نبودند تن درداده بودند به همين علت - مىتوان نسبت داد . شاردن نوشته است كه مردم ايشان را جانشين ائمه مىپنداشته‌اند و كمپفر مىنويسد : آب غسل و وضوى شاهان صفوى را خلق براى شفا مىنوشيدند و با اشتياق سرشار بدست مىآوردند ، اما چنين ادعائى از جانب سلسله‌هاى بعدى عنوان نشده و امكان آن هم وجود نداشته است ، خاصه از ناحيهء خانوادهء قاجار كه اصل و تبار ترك دارند . بنابراين بايد سلطان را از هرگونه انتساب قدسى بر كنار پنداشت و اندازه و حدود حقوق و مزاياى او را بر مبانى دنيوى خالص قرار داد . تحديدات مؤثر - با آنكه قدر و مقام پادشاه كماكان نيك متعال است باز تدبيرهاى عملى كه اقتدار او را محدود ساخته است يكى دوتا نيست . احترام نسبت به عناصر مذهبى و قانون شرع را اسلاف پادشاه فعلى بيشتر از او رعايت مىنمودند . وى بدون آنكه به حضرات روحانى اهانتى روا دارد و يا سبب بيگانگى ايشان شود ، از راه تدبير تبعيت آنها را در مقابل قوهء اجرائى و ادارى تا اندازه‌اى كه در زمان هيچ پادشاه قبلى مگر نادر شاه كه مرد رزم و شمشير بوده سابقه نداشته ، تأمين نموده است . ملاحظات عرف و عادت در دورهء پادشاه كنونى قوىترين موانع جلوه‌گر شده است تا وقتى كه عايدات دولت وصول شود و راهزنى و دزدى موقوف باشد ، ابراز تام و تمام قدرت شهريارى در موارد خطير چندان دوچار تهديد واقع نخواهد گرديد . به عبارت ديگر ملاحظات مقتضى سياسى خود مانع ديگرى است ، اما در عهد شاه فعلى چيزى كه از همهء عوامل قوىتر و ناشى از آن است كه ايران در جرگهء